الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

43

أصول الفقه ( فارسى )

و امّا در باب استعمال مجازى بين علما اختلاف است در اينكه آيا صحت استعمال مجازى متوقف بر اجازهء واضع و لحاظ علاقاتى است كه در علم بيان مذكور است ، يا صحت استعمال مجازى ، طبعى است و تابع استحسان ذوق سليم بوده ، به گونه‌اى كه هرگاه معناى غير موضوع له ، مناسب معناى موضوع له باشد و طبع آدمى هم آن را بپسندد ، استعمال لفظ در آن معنا ، صحيح است و در غير اين صورت ، صحيح نمىباشد ؟ قول ارجح به نظر ما ، قول دوم است ، چون مىبينيم كه استعمال كلمهء اسد در رجل شجاع به صورت مجازى ، صحيح است و لو اينكه واضع آن را منع كند و از آن طرف ، استعمال لفظ اسد در شخصى كه دهانش بوى بدى دارد - آن‌گونه كه برخى مثال مىزنند [ چون دهان شير ، بدبو است ] - به صورت مجازى صحيح نيست ، گرچه واضع آن را اجازه دهد و مؤيد اين مطلب ، اينست كه غالبا زبانهاى مختلف در معانى مجازى يك لفظ ، با هم اتفاق دارند و لذا مىبينيد كه در هريك از زبانها ، از رجل شجاع با لفظى ياد مىكنند كه براى شير وضع شده است و همين‌طور است در بسيارى از مجازاتى كه در نزد انسانها ، شايع است . 8 - دلالت ، تابع اراده است دلالت را به دو قسم تصورى و تصديقى تقسيم كرده‌اند : 1 - دلالت تصورى : مراد از اين دلالت ، اينست كه ذهن انسان به مجرد شنيدن لفظ از لافظ ، به معناى آن منتقل گردد و لو اينكه بداند كه لافظ ، آن معنى را قصد نكرده است ، مثل انتقال ذهن به معناى حقيقى ، هنگامى كه لفظ در معناى مجازى استعمال مىشود ، با اينكه معناى حقيقى ، مقصود متكلّم نيست و نيز مانند انتقال ذهن به معناى لفظ ، آنگاه كه لفظ از ساهى ( سهو كنند ) يا نائم ( خوابيده ) ، يا غالط ( اشتباه‌كننده ) صادر مىشود . 2 - دلالت تصديقى : مراد از اين دلالت ، دلالت لفظ بر اين نكته است كه معنا ، مراد و مقصود گوينده است و متكلم قصد كرده كه لفظ را در آن معنا استعمال كند و اين دلالت ، متوقف بر چند امر است : اولا متوقف بر اين است كه احراز شود متكلم در مقام بيان و افاده است و ثانيا متوقف بر اين است كه احراز شود متكلم ، جدّى است و شوخى نمىكند و ثالثا احراز شود كه او معناى لفظ را قصد كرده و از آن آگاه است و رابعا ، احراز شود كه قرينه‌اى بر خلاف معناى موضوع له ، در كار نيست ، در غير اين صورت ( اگر قرينه باشد ) دلالت تصديقى ، برطبق همان قرينه خواهد بود . معروف اين است كه دلالت اول ( تصوريه ) معلول وضع است ، يعنى دلالت وضعيه ، همان